هرچه میخواهد دل ِ تنگت!

[ لُطفَن مثبت بیاندیش ]

برام مهم نیست

+ وقتی صـــُــبا بی توجه به اینکه این شرکت اکثر آدماش دنبال سوژه درست کردن و سرک کشیدن توو کار مردمن  با یه دنیا انرژی و یه لبخند گشاد میام توو اطاقم ،  برام مهم نیست بقیه چی فکر میکنن .

+ وقتی آخر شب داریم با دوستام از شام برمیگردیم خونه و هوا خنکه ، من شالمو پس میزنم تا باد بپیچه توو موهام . برام مهم نیست بقیه چی فکر میکنن .

+ وقتی میشینم روو نیمکت پارک و اون خانوم تپل ِ مسن میاد کنارم میشینه و یه سیگار دود میکنه و با هم حرف میزنیم ، برام مهم نیست بقیه چی فکر میکنن .

+ وقتی دارم با همکارم راجع به نحوه ء تشکر از خدا حرف میزنم و اون هر از گاهی زل میزنه به ناخنای لاک زده م ، برام مهم نیست داره چه فکری میکنه .

... من برام مهم نیست دیگران چه جوری فکر میکنن . میخوام که خودم باشم ، بی فیلترینگ ، بی سانسور .

 

  
نویسنده : نیم پوندی ; ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۱/٤/۱۸
تگ ها :

از آرزوهای ریز ِ من

یکی از آرزوهای من این بود که سیب زمینی روو آتیش کبابی کنم .  واقعن آرزوم شده بود . هیچ وقت هم پیش نمی اومد . یعنی یا آتیش بود سیب زمینی نبود . یا سیب زمینی بود آتیش نداشتیم یا دو تاش بود اما مثلن هیشکی حال نداشت بره سیب زمینی کباب کنه . حالا خبر خوب اینکه چند وقت پیشا توو آتیش یه عالمه سیب زمینی کباب کردیم و با بچه ها خوردیم . خیلی خوب بود واقعن . اونقد کِیف داد که دلم میخواد هزار بار دیگه هم امتحانش کنم . 

بالاخره من به آرزوم رسیدم !!

  
نویسنده : نیم پوندی ; ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۱/٤/۱٤
تگ ها :

لطفن به سلامتی تون اهمیت بدین

  
نویسنده : نیم پوندی ; ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩۱/٤/۱٠
تگ ها :

اینجا تهرانه یعنی شهری که .. [ 10 ]

 بعدازظهر های داغ ِ تابستان  .. گـــــــشـــــــــــــــــــت ارشـــــاد ...

  
نویسنده : نیم پوندی ; ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۱/٤/٥
تگ ها :

ریزه میزه نوشته ها

راستی ! من امسال به مناسبت تولدم سه بار سورپرایز شدم با مهمونی !! اولیش که یه جشن کوچولووی هشت نفره توو خونه ی خودمون بود . دومیش دوستای کلاس زبانم بودن که توو کلاس جشن گرفتیم . سومیش هم همه چی دوون و اکیپ دوستای دانشگاش بودن که توو طالقان برام جشن گرفتن . باورتون نمیشه که چقد بابت هرکدوم از این جشنا من انرژی گرفتم و لذت بردم . جاتون خالی .

 

خب ! من همچنان در وضعیت بی اینترنتی به سر میبرم . گاهی میام یه سر به وبلاگ میزنم و میخونمتون . اینترنت خونه هم فعلن قطعه تا اقدام کنم . اما همین قدر که دوستای خوب ِ همیشگی ِ خودمو اینجا دارم کلی خوشحالم . اصلن شماها به من انرژی میدین و منو واسه نوشتن مشتاق میکنین .

دلم میخواد منظم تر بیام و بنویسم .. امیدوارم به زودی بتونم .

  
نویسنده : نیم پوندی ; ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۱/٤/٤
تگ ها :