هرچه میخواهد دل ِ تنگت!

[ لُطفَن مثبت بیاندیش ]

خداوند در همین نزدیکیست !

خداوند در لحظه لحظه های زندگی ما انسانها جاریه و ما خیلی وقتا اونو نمیبینیم!!! گاهی وقتا خداوند در یک قدمیه ما ایستاده و باز هم بهش بی اعتنایی میکنیم..... اما خداوند بازم ما رو تنها نمیذاره.مطلب زیر رو بخونید و خودتون قضاوت کنید :

در کشوری , مرد جوانی زندگی میکرد که مربی شنا  و دارنده ی چندین مدال المپیک بود. اما  به خدا اعتقادی نداشت. او چیزهایی را که درباره ی خداوند و مذهب میشنید مسخره میکرد.

شبی.. مرد جوان به استخر سرپوشیده آموزشگاهش رفت. چراغ خاموش بود ولی ماه روشن بود و همین مقدار نور برای شنا کافی بود. مرد جوان به بالاترین نقطه ی تخته شنا رفت و دستانش را باز کرد تا درون استخر شیرجه برود. ناگهان سایه بدنش را همچون صلیبی روی دیوار مشاهده کرد. احساس عجیبی تمام وجودش را فرا گرفت. .... از پله ها پایین آمد و به سمت کلید برق رفت و چراغ ها را روشن کرد....

آب استخر برای تعمیر خالی شده بود!!!!!

  
نویسنده : نیم پوندی ; ساعت ٢:٥۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٧/۳/۱٩