هرچه میخواهد دل ِ تنگت!

[ لُطفَن مثبت بیاندیش ]

مار و پله

همه مون وقتی کوچیک بودیم مارو پله بازی میکردیم، یادته چقدر هیجان داشت.میتونی تصور کنی که دوباره داری به این بازی ادامه میدی؟ آره توی زندگی واقعی ! فکر نمیکنی زندگی هم یه جور مارو پله س ؟اگه دقت کرده باشی توی زندگی واقعی ، هم مار داریم هم نردبون .بعضی وقتا اونقدر باید صبر کنی تا شش بیاری و بتونی بازی رو شروع کنی. این  شش میتونه همون هدف زندگیت باشه .شش که آوردی شروع میکنی به جلو رفتن . شاید اولش یک آوردی شاید هم پنج یا شاید هم دوباره شش آوردی .. اما یادت باشه نه از این که یک آوردی حالت گرفته شه و نه از اینکه شش آوردی خیلی خوشحالی کنی .از کجا معلوم که با همین یک به نردبون نرسی و شش تو رو نندازه توی دهن مار که مجبور بشی دوباره از اول شروع کنی .

چه بخوای و چه نخوای سر راهت هم مار هست و هم نردبون اگه مار نیشت زد خودتو نباز ، میتوونی دوباره شروع کنی . مطمئن باش هر چقدر هم مار نیشت بزنه باز میتونی به خونه آخر برسی ، مهم چه جور رسیدنه .حالا ممکنه یه عدد کوچیک تو رو از یه نردبون بالا ببره که خیلی جلو بیفتی ، اما بازم مواظب باش و دست و پاتو گم نکن چون هنوز هم مار سر راهت هست که نیشت بزنه ، فقط کافیه با فکر جلو بری و وقتی هم که به خونه ی آخر رسیدی ،دمت گرم به یکی از اهدافت جامه ی عمل پوشوندی .. حالا باید دوباره تاس بریزی و یه هدف جدید رو دنبال کنی .دیدی زندگی مثل مار و پله می مونه، من نمیدونم چند بار توو زندگی مار نیشت زده ولی امیدوارم هر بار که نیشت زد دوباره تاس رو انداخته باشی، می دونم که جا نزدی . میدونی اگه مار نبود نردبون معنا نداشت ! امیدوارم زندگیت همیشه پر از نردبون باشه و خودت هم نردبون باشی برای دیگران .

پی نوشت ١:

کارگران مشغول کارند!

 

در راستای سیاستهای وبلاگ و جهت ایجاد نشاط در مراجعه کنندگان عزیز ، بزودی در این وبلاگ بخش جوکهای تصادفی راه اندازی خواهد شد...

پی نوشت ٢ :

از امروز به بعد روزهای چهارشنبه ما بخش کوچیکی رو خواهیم داشت به نام پیشنهاد های کتاب جیبی که در مورد مسائل مختلف هستش . هر سه شنبه یک جمله ی کوتاه توی این قسمت نوشته میشه... که بیشترش رو براتوون از شماره های قبلی مجله ی موفقیت انتخاب کردم ، امیدوارم این بخش مورد پسند شما قرار بگیره....پس از امروز شروع میکنیم :

پیشنهاد های  کتاب جیبی : یک صندلی راحتی برای مطالعه داشته باش.

  
نویسنده : نیم پوندی ; ساعت ٩:٠٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٧/۱۱/۱