هرچه میخواهد دل ِ تنگت!

[ لُطفَن مثبت بیاندیش ]

کوره داغ

آهنگری بود که با وجود رنج های متعدد و بیماری اش عمیقاً به خدا عشق می ورزید. روزی یکی از دوستانش که اعتقادی به خدا نداشت از او پرسید: تو چگونه می توانی خدایی را که رنج و بیماری نصیبت می کند دوست داشته باشی؟ آهنگر، سر به زیر آورد و گفت: وقتی می خواهم وسیله ای آهنی بسازم یک تکه آهن را در کوره قرار می دهم. سپس آن را روی سندان می گذارم و می کوبم تا به شکل دلخواهم درآید. اگر به صورت دلخواهم درآمد، می دانم که وسیله مفیدی خواهد بود. اگر نه، آن را کنار می گذارم. همین موضوع باعث شده است که همیشه به درگاه خداوند دعا کنم : که خدایا! مرا در کوره های رنج قرار ده، اما کنار نگذار.

پی نوشت( مخاطب خاص دارد ) : دوست عزیزم نویسنده وبلاگ صورتی ، همین جا ازت تشکر میکنم چون هنوز هم به من سر میزنی و با نظرات سبزت خوشحالم میکنی.. واقعاً ممنونم از حضورت. توی این مدت که امکان دسترسی به بلاگفا رو نداشتم بسیاری از دوستای بلاگفاییم رو از دست دادم متاسفانه !!!!‌   چون شاید بعضی از اونا فقط اینجا می اومدن که منو به وبلاگشون دعوت کنن ،همین ! و حالا که من نمیتونم وبلاگشون رو باز کنم پس دیگه این دوستی هم به درد نمیخوره !!!!!! اما از صمیم قلب از تو تشکر میکنم و قول میدم در اولین فرصت از یه سرور دیگه به شبکه وصل بشم و حتماً بهت سر بزنم ... شاد باشی .

 

  
نویسنده : نیم پوندی ; ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳۸٧/۱۱/٢٦