هرچه میخواهد دل ِ تنگت!

[ لُطفَن مثبت بیاندیش ]

میشه لطفاَ ! ؟ !

میشه لطفاً فقط وقتایی که با من کار دارید به من زنگ نزنین ؟ میشه اصلاً بدونم فلسفه ی  دوستیه ما با هم چیه ؟؟؟  * ش * وقتی توی تعطیلات عید رفتی شیراز و از اونجا بهم زنگ زدی خیلی خوشحال شدم ، با خودم فکر کردم چه دوست خووبی هستی و من این چند وقته داشتم در موردت اشتباه قضاوت میکردم !!! اما وقتی گفتی با دوست پسرت دعوات شده و از من خواستی بهش اس ام اس بدم , فهمیدم قضاوتم زیاد اشتباه نبوده ! خوب یادمه که توی این 8 سالی که با هم دوست بودیم به راحتی به من دروغ گفتی ... صد بار دروغ گفتی و همیشه هم دستت رو شد !!!! من واسه چی باهات ادامه دادم ؟!؟ هنوز یادم نرفته روزایی رو که حسابی بهم ریخته و درگیر بودم و ازت خواهش کردم یه مدتی رو بیشتر با هم باشیم ! و تو طبق معمول همیشه گم شدی و کم شدی و کمرنگ !!! مهم نیست !

* ر * تو چرا  هیچ وقت گوش شنوایی برام نبودی؟ چرا وقتی فقط خودت حرف داری و دوست داری با یکی مشورت کنی من میشم واست سنگ صبور ؟؟ چرا وقتی میخوام باهات حرف بزنم شروع میکنی واسم خاطره تعریف میکنی و تجربیاتت و رو میکنی ؟! من فقط یه وقتایی احتیاج دارم حرف بزنم ! همین !! گرچه از مدتها قبل دوره تو رو واسه درددل کردن خط کشیدم , حتماً خودت یادت هست که اولین بار که تلفنی باهات درددل کردم همونجا پشت تلفن بلند به همه ی خانواده ت موضوع رو گفتی !!!! خب منم از اون روز قید درد دل با تو رو زدم واسه همیشه !! از هر ده باری هم که بهم زنگ میزنی 8 بارش رو میخوای بری تجریش خرید !  و میخوای ببینی من میتوونم باهات بیام که تنها نباشی یا نه !!! خب ! اصولاً من وقتی  واسه ی دوستای بی معرفتم نمیذارم !

* م * تو دوست خووبی هستی برام ! بماند که خیلی صفاتمون شبیه هم نیست و با هم یکی نیستیم اما , الان لااقل میدونم که سرت به زندگیت گرمه و توقع زیادی ازت ندارم ....یعنی کلاً هیچوقت اونقدر با هم صمیمی نبودیم که بخوام روی رفتارات دقیق بشم .  گرچه کاری رو که چند سال پیش کردی رو هنوز هم یادم هست ....

روزایی که من احتیاج به یه دوست داشتم شماها کجا بودین ؟ میشه بگین ؟؟ خب من خودم تنهاییم میتونم برم کافی شاپ همیشگیمون، میتوونم خودم برم کوه ! برم پیاده روی ، برم خرید !!!!  بخدا همه ی این کارا رو تنهایی هم میشه انجام داد .... اما موضوع اینه که  این روزا کم کم دارم یه تجدید نظر اساسی توی دوستیام میکنم ! دوستی که فقط وقتی  کارش پیش من گیر میشه به من زنگ میزنه ، واقعاً ارزش  دوستی رو داره ؟!؟‌

پ.ن : البته خووبیهاتونو فراموش نکردم و نمی کنم، اما نظرم که راجع به یه رابطه منفی بشه خیلی سخت میشه درستش  کرد .

 

  
نویسنده : نیم پوندی ; ساعت ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳۸۸/۱/۱٦
تگ ها : دلتنگی