هرچه میخواهد دل ِ تنگت!

[ لُطفَن مثبت بیاندیش ]

حلقه ی عشق

دیروز که داشتم میرفتم خونه تووی راه یه خانوم و آقای پیری رو دیدم که داشتن با همدیگه قدم میزدن , خیلی عاشقانه دستای همدیگه رو گرفته بودن و سرگرم صحبت کردن بودن . به جرات میتوونم بگم بالای ٧٠ سال سن داشتن اما یه جورایی احساس کردم خیلی شادن ! خیلی عاشقن.... من همیشه عاشق آدمایی هستم که بعد از سالها زندگی بازم حلقه ی ازدواجشون تووی دستشونه , خب , این حلقه که فقط یه نشونه نیست ... میتونه نماد عشق و تعهد دو تا آدم به همدیگه باشه .. این جور آدما هم خیلی برام ارزشمند و قابل احترامن ! چون وقتی عشقشون کهنه میشه دورش نمیندازن !!! بلکه با عزت و احترام بیشتری ازش نگهداری میکنن . دیروز خیلی به ذهنم فشار آوردم تا ببینم چند تا از زن و شوهرایی که خودم میشناسمشون , هنوزم حلقه ی ازدواجشون توو دستشونه .... متاسفانه ! چیزه خیلی زیادی به ذهنم نرسید ..... شما چطور ؟ شما فکر میکنید تا چه مدت حلقه ی تعهدتون تووی انگشتتون باقی می مونه ؟ سعی میکنید همیشه همراهتوون باشه و بهش افتخار کنید , یا بعد از چند سال براتوون عادی میشه و واسه ی همیشه تووی جعبه ی جواهراتتون خاک می خوره ؟؟؟

  
نویسنده : نیم پوندی ; ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳۸۸/۱/٢۳
تگ ها : عاشقانه