هرچه میخواهد دل ِ تنگت!

[ لُطفَن مثبت بیاندیش ]

این پست عنوان ندارد !

...  کِیف عالم را می دهد که سر صبحی از خانه بزنی بیرون ، بروی خرید و چرخ ِخریدت را پر بکنی از پیاز و سیب زمینی و لیمو ترش های درشت و یک دسته کرفس و پیازچه و دو سه تایی کلم پیچ و کلم بروکلی و بعد ، تا خود خانه آن را پشت سرت بکشی . و البته حرص مردها را هم دربیاوری که چرا خودشان یک چنین زنی ندارند که با این چرخ ها برود خرید و پیش از آنکه بیدار شوند میز صبحانه شان آماده باشد !!! .....

 

* بخشی از کتاب کافه پیانو.

.

.

پ.ن ١: سر صبحی دلم هوسِ چیپس و پنیر کرده !!! با یه عالمه پنیرِ اضافیِ داغ و سس معرکه ای که خودم اختراع کردم !

پ.ن ٢ : دوسِت دارم خدا ! خیلی زیاد .

بعداً نوشت : از تبعیض بدم میاد !!! زود رنجم . اصلاً لج کردم ! با خودم ! با همه !!!! وای به روزی که احساس کنم دیده نمیشم .

میخوام تنها باشم .

 

  
نویسنده : نیم پوندی ; ساعت ۸:٥۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/۳/٢٥