هرچه میخواهد دل ِ تنگت!

[ لُطفَن مثبت بیاندیش ]

چشم هایش !!!

نمی دانم وقت  رفتن چه در سر داشتی . لحظه ی پر کشیدنت ، نه اخمی بر چهره ات بود و نه لبخندی بر لب !!! تو فقط یک نگاه بودی . نگاهی که دلم را به آتش کشید  ! چشم هایت یک دنیا حرف داشت . می دانم دلِ خیلی ها شکست ....فقط نمی دانم  در نگاهت چه بود که هنوز هم پس زمینه ی ذهنم باقی مانده !! هنوز هم وقتی چشم میبندم ، چشم میبینم !!! چشم تو را !! که حتی بعد از جان دادن هم باز مانده بود و خیره به جایی در دوردست . کاش نگاهم نمیکردی !!! نگاهت آتش به جانم کشید ندا !!!!  

  
نویسنده : نیم پوندی ; ساعت ٩:٢٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/٤/۳