شیر و خط عشق !

نه! نرو!... صبرکن. قرارمان این نبود ،باید سکه بیندازیم... اگر شیر آمد:تردید نکن که دوستت دارم... اگر خط آمد:مطمئن باش دوستدارت هستم .....صبر کن !!  صبر کن سکه بیندازیم، اگر دوستت نداشتم.....آن وقت برو...

/ 14 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ماهور

به به به!!! سلام هانیه خانم گلم.[قلب] چطوریایی؟ می بینم که بوی دبی می یاد. فعلا که بوی هانیه می یاد. معلومه خوش گذشته.[چشمک] همیشه خوش و خرم باشی.[نیشخند] این داستانکت چقدر قشنگ بود. دلم وولی وولی شد. یه کم عشقولانه ای شدم.[ماچ] ماشینک ماهم قابل تو رو نداره. تو جون بخواه عزیزم.[بغل]

غلامحسین سلجوقی از دل نوشته های یک نسل دومی

سلام دوست عزيز . من با ثبت يک دامنه کوتاه رايگان در سايت کاوش يار آدرس وبلاگم را از http://saljoghe.persianblog.ir به http://www.sal.trk.ir تغيير دادم از اين به بعد شما مي توانيد به جاي آدرس قبلي از آدرس جديد من استفاده کنيد. ممنون مي شوم اگر اين آدرس را جايگزين آدرس قبلي نماييد. با تشکر

پريسا

سلام هانيه جون . صبحت به خير عزيزم . روز خوبي داشته باشي . من امروز از تنبلي الان اومدم سركار [زبان] اينم كار كردنمه

افشین

عشق همینه ببخشید سلام نه نه درود کجایی نیستی ؟ [گل]

سیامک

[گل]سلام... خوبی...؟؟؟ نه من در واقع آپ جدید نداشتم... یه قسمت به آپ قبلیم اضافه شد... اسم آلبومش فصل تازه...

سیامک

خصوصی داری... ببخشید که من هم دیر میام و هم جواب دادنم طول کشید... خیلی زیاد کار سرم ریخته... و حسابی خودم گرفتار کردم... کار و درس و ترانه و .... شاید برای من زود بود که از این سن و سال خودم رو اینقد درگیر کار بکنم... اما حالا که دیگه شده و منم نمیخوام پا پس بکشم...[پلک]

سیامک

آپ های جدید و زیبات رو هم خوندم... مرسی و آفرین که هنوزم میتونی هر چند روز یکبار آپ کنی... من که کم آوردم... راستی نمیدونم چرا عکسای وبلاگت باز نمیشد... [ناراحت]

کیوان..

سلام بانوی بی پایان سلام آبی دریا... سلام لبخند خورشید تو آسمان زندگی.. بازم دلم برات تنگ شد... اومدم خونه اهواز واسه عید... میخواستم هم عید و قبل از همه بهت تبریک بگم.. هم به خوندن نوشته جدیدم دعوتت کنم... بیا هانیه زود بیا... بیا تا با نظر سبزت دلم اروم بگیره آسمونییییییییییییییییییییییییییییی[لبخند][گل]