خداوند در همین نزدیکیست !

خداوند در لحظه لحظه های زندگی ما انسانها جاریه و ما خیلی وقتا اونو نمیبینیم!!! گاهی وقتا خداوند در یک قدمیه ما ایستاده و باز هم بهش بی اعتنایی میکنیم..... اما خداوند بازم ما رو تنها نمیذاره.مطلب زیر رو بخونید و خودتون قضاوت کنید :

در کشوری , مرد جوانی زندگی میکرد که مربی شنا  و دارنده ی چندین مدال المپیک بود. اما  به خدا اعتقادی نداشت. او چیزهایی را که درباره ی خداوند و مذهب میشنید مسخره میکرد.

شبی.. مرد جوان به استخر سرپوشیده آموزشگاهش رفت. چراغ خاموش بود ولی ماه روشن بود و همین مقدار نور برای شنا کافی بود. مرد جوان به بالاترین نقطه ی تخته شنا رفت و دستانش را باز کرد تا درون استخر شیرجه برود. ناگهان سایه بدنش را همچون صلیبی روی دیوار مشاهده کرد. احساس عجیبی تمام وجودش را فرا گرفت. .... از پله ها پایین آمد و به سمت کلید برق رفت و چراغ ها را روشن کرد....

آب استخر برای تعمیر خالی شده بود!!!!!

/ 29 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هنگامه

سلام هانیه جون... اولا مرسی از اینکه همیشه با حضور نورانیت وبلاگ منو منور میکنی... ثانیا درمورد پستت باید بگم که واقعا راست میگی واقعا خدا همیشه در نزدیکی همه ما وایستاده اما ما آدما بهش بی اعتنایی میکنیم و با کارهای بیهودمون میخوایم بگیم که اون نیست و هیچوقت هم ما رو نمیبینه... همه آدما بی رحمند اما نه فقط نسبت به حیوونا و گیاهان بلکه بی رحمی اونا بعد از اینکه نسبت به خودشون شدت میگیره سراغ خدا و امامان و پیغمبرا میره و میگن که اونا نیستن و وجود ندارن.[گریه]و این واقعا گریه داره........... ..بازم دیدنم بیا.... بای[گل][خداحافظ]

قدوسی

سلام علیکم عزیزم گاهی یک تلنگر انسان را بیدار می کند ولی کو آن تلنگر؟ و آنان که این معنا را انکار می کنند...... [قلب]

مهران

بازم سلام هانیه جون ممنون از متن های قشنگت .یکی از یکی پر مفهوم تر. اینو به جرئت میگم. هر کدوم از متن هاتو میخونم موهای تنم مور مور میشه.عاشق این جور متن هم بازم ازاین فرم متن بذار MER30[ماچ]

محمد صادقی

سلام وبلاگم اپدیت شد سر بزنی خوشحال میشم نظر یادت نره

Nomad

[دست]وبلاگ خیلی قشنگی ذاری هانیه خانم... در ضمن تولدت مبارک[هورا]

مهدي

پسر عجب شانسی اورده بود ها. البته شایدم بدشانسی بستگی به دیدگاهش نسبت به زندگی داره

همه هستی ما

سلام خانمی من به روزم منتظر حضور گرمت هستم[گل]

خاله

سلام هانی جون خیلی خیلی زیبا بود و پر محتوا[ماچ][گل]

سجاد رحیمی مدیسه

سلام هانیه خانوم سوالی داشتم.من دائما عکسای موبایلم رو به طور تدریجی رو سی دی رایت می کردم.بار آخر رایت سی دی ناموفق بود.همین که سی دی رو دوباره گذاشتم دیگه سی دی رو نمی خوند.آیا سوخته؟آیا هیچ امیدی نیست که بتونم عکسای قبلیم رو دوباره به دست بیارم.لطفا منو راهنمایی کنید. با تشکر[گل]

بهار

وبلاگت خیلی قشنگو رمانتیکه عزیزم. [گل][قلب][گل] [قلب][گل] [گل]