پیشنهادهای کتاب جیبی -10

به افرادی که به دلیل کاری که می کنند دستشان پینه بسته ، احترام بیشتری بگذار !!!

/ 10 نظر / 5 بازدید
ماه پسر

سلام اول شدم هانیه خانم بیا پیش ما ما منتظر شما هستیییییییییم[گل]

کیوان...

سلام هانیه جاان.. یاد 1 راننده تاکسی افتادم که چند روز پیش وقتی دیدم دساش پینه بسته و همش تو فکره گفتم دساتو ببینم؟ اونم دستاشو نشون داد و گفتمش این دستا دستای مردونس خدا پشت و پناهت باشه... نوشته به جایی بود[گل]

MASIH

[گل]سلام خسته نباشی[گل] بهت تبریک میگم،انتخاب مطلبت خیلی عالیه[دست] من که خیلی خوشم اومد.[قلب] هر وقت وبلاگتو آپدیت کردی خبرم کن[لبخند] خوشحال میشم یه سری به وبلاگ من بزنی[ماچ] [تایید][تایید]BYE BYE SEE YOU SOoN[تایید][تایید] http://www.masih-boxmusic.persianblog.iR

MASIH

[نیشخند][خجالت]روی تبلیغات کلیک کردمااااااااااااا

همه هستی ما

سلام خانمی جمله قشنگی بود اپ قبلی ات هم جالب بود و من در جواب میتونم خیلی محکم و صادقانه بگم تا اخرین ثانیه از عمرم حلقه ازدواجم تو دستمه ......من بدون اون نه تنها از خونه بیرون نمیرم که هرگز از دستم هم درش نمیارم مگه تو مواقع ضروری

یه انسان عاشق

راستی من منظورم از خداحافظی جداشدن برای همیشه نبودا من تازه دارم حس می کنم که دارم منطقی تر عاشقش می شم!! این دوست داشتن هم معلوم نیست چجوریه ها یه روز غمگینی و یه روز شاد فعلا

پریسا

سلام هانیه جونم خوبی ؟ خیلی ناز بود . دلم بدجوری سوخت .

سحر

در کوچه پس کوچه های خیال همراه قاصدکی در نسیم صبح سفرم را با چمدانی از آرزوها آغاز کردم قاصدک مرا برد از دشت ها و کوه ها از دریا و جنگل ها گذر کردیم به آسمان رسیدیم ستاره ای مرا دید دستم را گل بوسه ای زد در آغوش نور جا داد بستری از عشق رواندازی از زنبق های وحشی با عطر گل های سرخ برایم گسترد لالایی عاشقانه ای را در گوشم زمزمه کرد مرا به رویاهای آسمانی فرشتگان برد فرشته ای دستم را به دست معشوق سپرد معشوق گلی از ستاره ای دیگر چید و به موهایم زد به آینه خیالم نگاه کردم ای خدایا منهم ستاره ام؟ به زمین نگریستم اندیشیدم زمین برای زمینیان من ساکن ستاره خیال!! من طلوعی تازه ام میدانم ستاره من غروب نمی کند و تو ان ستاره درخشان من شدی سلام روز بخير خوبي مهربون چند وقتي كم پيدا شدي من امروز آپيدم دوست داشتي به آبجي يه سر بزن خوشحال ميشم...