استخوانهای دوست داشتنی !

بعد از مردنِ من هنوز نشده بود که بابام از خواب بیدار بشه و یه موضوعی پیش نیاد . اما حقیقت این بود که روزِ مجلس ترحیم من بدترین روز نبود. حداقل صادق و درست بود . حداقل یه روزی بود که اون موضوع اصلی رو که اینقدر مامان و بابا رو  درگیرِ خودش کرده بود رو توو خودش داشت : فقدانِ من .

.... تا اواخر تابستون ١٩٧۴ هیچ پیشرفتی توی پرونده ی من بوجود نیومد . هیچکسی، هیچ قاتلی ، هیچ چیزی !!!

* بخشی از کتابِ استخوانهای دوست داشتنی .

پ.ن ١ : اخراجی های ٢ رو دیدم ! بر خلاف تمامِ انتقاداتی که ازش شده ، خیلی پسندیدمش و از دیدنش لذت بردم .

پ.ن ٢ : امروز نگاهی بود که از من دریغ شد !!! مهم نیست ، سعی میکنم به دل نگیرم ! خدایا شکرت .

پ.ن ٣ : بالاخره نمایشگاه کتاب شروع شد ... کلی خوشحالم ! لذت میبرم از راه رفتن بین غرفه ها و جستجو برای کتابهایی که دوسِشون دارم.

پ.ن ۴ : تکرارِ پ.ن ٢  !!!!! دلم گرفت !

 

/ 28 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهونه همیشگی

وای اون نظر قبلی را پاک کن الان همه ÷سوردشو می دونن. میخواستم خصوصی واست نظر بگذارم نشد

دنیا

این روزها همه وبلاگ دنیا رو نگاه میکنند .... شما چطور ؟ [گل][گل] [گل] سلام هانی جونم قالب جدید مبارک [گل]تو این مدتی که نبودم می بینم که همه رور ژیدا کردی . منتظرتم .[شوخی]

بهونه همیشگی

بهتره نظرتو کپی کنی و به صورت خصوصی واسم بگذاری وگرنه حذف می شه عزیزم با عرض شرمندگی

بهونه همیشگی

شرمنده که مجبور شدم اون کامنتو حذف کنم... گاهی ها جنبه این روراستی را ندارن... نمی خواستم کسی حدس بزنه در چه رابطه ای نوشتم

ناهید

سلام هانیه جان من با وبلاگت از مرداد سال ژیش اشنا شدم فقط هم میخوندمش چون منو نمیشناختی برای همین نظر نمیدادم وبا خوندن هرکدوم گریه کردم و خندیدم خیلی مطالبت عالی توی هر کدومش نکته ای هست و یک درسی به ادم میده خیلی دوست داشتم عکستو ببینم ولی نتونستم امیدوارم به هر چی که ارزوش داری برسی.خداوند بهترین های خود را به انهایی می بخشد که حق انتخاب خود را به او میسپارند.موفق باشی هان عزیز.[گل]

یه انسان عاشق

سلام دوست عزیز امیدوارم که نگاه های دیگه ای در انتظارت باشه اخراجی های دو برای خنده فیلم مناسبی بود!! قصد نداشتم امسال نمایشگاه برم ولی باعث شدین تا نظرم عوض شه. شاید مفید بود هر چند اینقدر کتاب ها رو محدود کردن که احتمالا 80 درصدش کتب مذهبی باشه یا از این کتابای دخترونه! ممنونم از دعات ببینیم چی میشه فعلا که اون نمی خواد دوست دار تو یه انسان [گل]

پريسا

سلام هانيه جون . صبح ِ قشنگ ِ ابريت به خير . خوبي ؟ همه چي خوبه ؟

پریسا

خوش بحالت ما که خودمون اخراج شدیم دیگه به دیدن اخراجیا نمی کشیم ----------------------------- ای بابا این نگاه های دریغ شده که تازگی نداره دختر جون ------------------------------- منم می خوام برم نمایشگاه، اما ميدونم آخر سر هم نميرم -------------------------------- بازم ميگم : جا موندن از قاب نگاه ديگر ، شده روزمرگي زندگي انسانها

پریسا

يادم رفت برات صورتك بزارم[زبان][خجالت][چشمک] برو حالشو ببر

احسان سهیلی

هزاران دهقا ن برای باریدن باران در حال دعا کردن بودند اما خداوند به کودکی نگاه میکرد که چکمه اش سوراخ بود